💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


هوس بازترين پادشاه ايراني با 189 زن

 

تعداد همسران وی را ۱۸۹ همسر به همراه ۱۴۴ فرزند پسر ذکر کرده اند.(از آنجا که تعداد فرزندان دختر برایش اهمیتی نداشته تعداد دخترانش در تاریخ ثبت نگردیده است

ad01ac6d32309b85659446a41e69a9bb هوس باز ترین پادشاه ایرانی با 189 زن + عکس

 فتحعلی شاه قاجار دومین شاه از دودمان قاجار بود که به مدت ۳۶ سال و ۸ ماه فرمانروایی کرد. محل تولد فتحعلی شاه شهرستان دامغان است در کوچه ای که بموجب این تولد همچنان بنام کوچه مولود خانه مشهور عام می باشد.

کریمخان زند پس از سرکوب شورش محمد حسن خان قاجار در شمال ایران دو پسر وی به نام های آغامحمدخان و حسینقلی خان را مورد لطف و نوازش خویش قرار داد. وی محمدخان را با خود به شیراز برد و حکومت دامغان را نیز به برادر دیگر حسینقلیخان سپرد. وی فرزند حسینقلی خان جهانسوز برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود. فتحعلی شاه پس از کشته شدن عمویش آغامحمدخان به پادشاهی رسید. زیرا آغا محمد خان فرزندی نداشت.

نام اصلی فتحعلی شاه بابا خان بود ولی به هنگام تاجگذاری نام فتحعلی را که نام نیای خود فتحعلی خان قاجار بود برای خود برگزید. فتحعلی شاه در سالهای اول حکومت خود، به سرکوبی مخالفان مشغول شد. جنگ های ایران و روسیه در دوره قاجار که به جدا شدن سرزمینهای قفقاز از ایران انجامید در زمان این پادشاه رخ داد.

می توان گفت که روند پاره پاره شدن خاک ایران با پادشاهی او آغاز شد. تعداد زنان وی را متفاوت ذکر کرده اند. سرهنگ دروویل فرانسوی ۷۰۰ و سرهنگ استوارت که یک سال بعد از مرگ او به ایران آمده ۱۰۰ و بی نینگ ۸۰۰ و مادام دیولافوا ۷۰۰ و مارخام ۳۰۰ و سپهر بیش از هزار یاد کرده اند.
بعضی منابع تعداد همسران وی را ۱۸۹ همسر به همراه ۱۴۴ فرزند پسر ذکر کرده اند.(از آنجا که تعداد فرزندان دختر برایش اهمیتی نداشته تعداد دخترانش در تاریخ ثبت نگردیده است) آغامحمدخان که خود ناتوان از زناشویی بود همواره برادرزادهٔ خود را ترغیب به ازدواج و آوردن فرزند می کرد و برای هر فرزند جدید به او پاداش می داد.




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 28 آذر 1391 ارسال نظر(0)

post

 

در دنياي مجازي

ادمهايي ديدم واقعي تر از هر واقعي!

و در دنياي واقعي اما

آدمهايي ديدم

كه از آدمهاي مجازي هم مجازي تر بودند!

 




نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1391 ارسال نظر(0)

post

زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر دردل شب یک نفر دردل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفر و رهگذریم
آنچه باقیست فقط خوبیهاست!




نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1391 ارسال نظر(0)

post

انتهاي شب، نگرانی هایت را به خدا بسپار و آسوده بخواب.

خدا بیدار است...




نویسنده : gandomake تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391 ارسال نظر(1)

post

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند
و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او
فرستادند..
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله
از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید.
نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک
بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش
کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟  زود قضاوت کردید؟ 
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو
پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که
خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟زود قضاوت کردید؟
مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه
شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان
روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار
دارد؟  زود قضاوت کردید؟ 
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری
دارید ..
.
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید
به خیریه شما کمک کنم؟

باز هم زود قضاوت کردید؟؟؟؟




نویسنده : gandomake تاریخ : شنبه 25 آذر 1391 ارسال نظر(0)

بيچاره دخترا(طنز)


 عکس   بیچاره دخترا (طنز)

 اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه!

اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!

 

اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه!

اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست!

اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود!

اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار!

اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده!

اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره!

اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه !

اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !

اگه…………چکار کنه بمیره خوبه؟




نویسنده : gandomake تاریخ : شنبه 25 آذر 1391 ارسال نظر(0)

زندگی باید کرد !

 



زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران، 

گاه باید خندید بر غمی بی پایان .

 

زندگانی برگ بودن در مسیر باد نیست ...

                                  امتحان ریشه هاست ...

                          ریشه هرگز اسیر باد نیست ...

                                  زندگانی پیچک است ...

                              انتهایش می رسد پیش خدا ...

                         باید آن را سبز کرد.باید آن را آب داد ...

                                   با آب پاش لحظه ها




نویسنده : gandomake تاریخ : جمعه 24 آذر 1391 ارسال نظر(0)

post

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی
و دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«
دور باید شد، دور.
مرد آن شهر، اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری ست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

پشت دریا شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!
قایقی باید ساخت
.

 


از : سهراب سپهری




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391 ارسال نظر(1)

پایان

یه جاهایی هست که "نتیجه" تمام تلاشت میشه "سکوت"..

دقیقا همونجایی که دیگه از رفتن پا پس میکشی...

دقیقا اون لحظه ای که متوجه میشی تمام این مدت اشتباه فکر میکردی که داری دوور میشی از گذشته, از نارضایتی..

درست همون موقعی که واقعیت میخوره تو سرت که تو هنوز هم توی لحظه جا موندی..

اونجاست که درست میشی..

اونجاست که با اینکه همه چی و همه کس رو از دست دادی, برمیگردی..به زندگی..

اون وقت ارزش به دست آورده های بعدا رو میفهمی..

ولی, بابت هزینه زیادی رو تقبل کردی..




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 21 آذر 1391 ارسال نظر(0)

post


به يک‏جايي از زندگي که رسيدي، مي فهمي


رنج را نبايد امتداد داد بايد مثل يک چاقو که چيزها را مي‏بره و از

ميانشون مي‏گذره از بعضي آدم‏ها بگذري و براي هميشه قائله رنج

آور را تمام کني.




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 14 آذر 1391 ارسال نظر(2)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.