💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


ببخشید اجازه هست؟؟

مردی داخل بازار قدم میزد ، خانمی را دید با لباسی چسبان ، سیمایی زیبا و آرایش کرده و البته ظاهری چشم نواز … ، کنار آن خانم مردی را دید که انگار همسرش بود ، کمی فکر کرد ، نتوانست جلوی خودش را بگیرد ، جلو رفت و نگاهی به همسر آن خانم انداخت و گفت

ببخشید اجازه هست کمی به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم ؟

مرد که عصبانی شده یقه اش را گرفت و آن را اعلامیه دیوار کرد ، هر آنچه در دهانش بود بیرون ریخت و با عصبانیت گفت : مردک ، خجالت نمی کشی ، مگر خودت ناموس نداری ؟

اما مرد در کمال آرامش جمله ای را گفت و رفت

گفت مرد حسابی همه بازار دارند بدون اجازه به خانمت نگاه می کنند و لذت می برند تو هیچ نمی گویی ، من آمدم اجازه بگیرم و لذت ببرم تا حداقل عذاب وجدان نداشته باشم ، اشکالی دارد ؟!!

اما مرد ناگهان ساکت شد و به اطراف خود نگاهی کرد ، بعد از آن سرش را پائین انداخت ، انگار چیزی فهمیده بود !




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 07 آبان 1393 ارسال نظر(1)

post

گاهی دلت بهانه‌هایی می‌گیرد که خودت انگشت به دهان می‌مانی...

گاهی دلتنگی‌هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می‌کنی...

گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده‌ات!

گاهی دلت نمی‌خواهد دیروز را به یاد بیاوری، انگیزه‌ای برای فردا نداری؛

و حال هم که ....

گاهی فقط دلت می‌خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری

و گوشه‌ترین گوشه‌ای که می‌شناسی بنشینی و فقط نگاه کنی.

گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می‌شود...




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 07 آبان 1393 ارسال نظر(0)

یا عزیز

دلم که می‌گیرد، حجم دنیا کمتر و کمتر می‌شود؛

دلم که می‌گیرد، آفتاب مدام رو به زوال است؛

دلم که می‌گیرد، ابرها همه سیاه می‌شوند و بارانی؛

دلم که می‌گیرد، نسیم طوفانی می‌شود؛

اما همیشه دلم که می‌گیرد، خدا نزدیک‌ترین است.




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 07 آبان 1393 ارسال نظر(2)

post
زن قداست دارد،
 براى با او بودن  باید "مرد" بود !
 نه نر ... !



نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 05 آبان 1393 ارسال نظر(0)

post

بعد از تو آب، معنی دریا شدن نداشت
گم بود در خجالت و پیدا شدن نداشت
بی بوی رویت ای مه یکتای هاشمی
شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت




نویسنده : gandomake تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 ارسال نظر(0)

post
 
 
 

 

 

حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار 
بتول و مصطفی پیغمبر آغلار

حسینون نوحه سین دلریش یازاندا
موسلمان سهلدیر که کافر آغلار

کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون
کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار

حسینون کؤینه گی زهرا الینده
چکر قئیحا قیامت ، محشر آغلار

آتاندا حرمله ، اوخ کربلاده
گؤرئیدین دوشمن آغلار ، لشگر آغلار

قوجاغیندا ، گؤرئیدین ام لیلا
آلیب نعش علی اکبر آغلار

رباب ، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده
علی اصغری یاد ائیله ر آغلار

باشیندا کاکل اکبر هواسی
یئل آغلار ، سنبل آغلار ، عنبر آغلار

یازاندا آل طاها نوحه سین من
قلم گؤردوم سیزیلدار ، دفتر آغلار

علی ، شق القمر ، محراب تیلیت قان
قولاق وئر ، مسجید اوخشار منبر آغلار

علیده ن شهریار ، سن بیر اشاره
قوجاقلار قبری ، مالک اشتر آغلار




نویسنده : gandomake تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 ارسال نظر(0)

post

در آمریکا : فردی نیت میکند ، و از خود شروع می کند ،

سطلی از آب یخ بر خود میریزد ، و بخشی از پول خود را برای کمک

به بیماران و افراد نا سالم هزینه می کند ، و دیگران را نیز با ذکر نام به این

کار دعوت می کند ( امر به معروف )
در ایران : فردی نیت می کند ، و از دیگری شروع می کند ،

سطلی از اسید بر سر و صورت ، یک بی خبر میریزد ،

و یک فرد سالم را به همراه تمام آرزوها و خانواده اش نا بود و ناقص میکند ( نهی از منکر )
به راستی ، شیطان بزرگ در آنجاست ؟ یا در بین و در ذهن ما ؟ !!!!!




نویسنده : gandomake تاریخ : شنبه 03 آبان 1393 ارسال نظر(0)

post

آخه یکی نیست به این روانیهایی که اسید میپاشن بگه :
من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟؟
من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟؟
تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟
من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟؟
تو اگر غرق نمازی٬چه کسی گفت چرا؟!
من اگر وقت اذان غرقه به خوابم ؛ به تو چه؟؟
تو اگر لایق الطاف خدایی٬ خوش باش
من اگر مستحق خشم و عتابم ؛ به تو چه؟؟
دُنیا گر چه سراب است به گفتار شما
من به جِد طالب این کهنه سرابم ؛ به تو چه؟؟
تو اگر بوی عرق میدهی از فرط خلوص
و من ار رایحه ی مثل گلابم؛ به تو چه؟
من اگر ریش٬ سه تیغ کرده ام از بهر ادب
و اگر مونس این ژیلت و آبم ؛ به تو چه؟؟
تو اگر جرعه خور باده کوثر هستی
من اگر دُردکش باده ی نابم ؛ به تو چه
تو اگر طالب حوری بهشتی٬ خب باش
من اگر طالب معشوق شبابم ؛ به تو چه
تو گر از ترس قیامت نکنی عیش عیان
من اگر فارغ از روز حسابم ؛ به تو چه؟؟




نویسنده : gandomake تاریخ : شنبه 03 آبان 1393 ارسال نظر(2)

post

نصیحت غضنفر به همسرش...

.
.
.

ببین جدایی ما جدایی نادر از سیمین نیست که اسکار بگیره.
به ما دسته بیلم نمیدن پس برگرد سر زندگیت....
منم سامی بیگی نیستم بگم هیچی نمیفهمم فقط میخوام باشی...
جوری میزنمت که از وسط تا شی




نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 28 مهر 1393 ارسال نظر(0)

post

پسره از باباش میپرسه آدم چطوری بوجود اومده؟؟
بابا : آدما از نسل میمون هستند. از مامانش می پرسه ...

مامانش میگه: عزیزم آدم و حوا ازدواج کردن انسان بوجود اومد ..

پسره: مامان چرا جواب تو و بابا فرق داره؟؟؟

مامانه میگه: گلم من از نسل خودم گفتم باباتم از فک و فامیل خودش

 




نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 28 مهر 1393 ارسال نظر(1)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.