💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


کی با کی ازدواج کنه ؟
 

 

کی با کی ازدواج کنه؟ (همسرداری و ازدواج)

www.parsnaz.ir - کی با کی ازدواج کنه؟ (همسرداری و ازدواج)

اگر قصد دارید ازدواج كنید و حتماً هم در ازدواجتان موفق باشید. اگر می خواهید همسرتان از همه نظر به شما نزدیك و شبیه باشد بهتر است ابتدا خود را خوب بشناسید. بدانید كه هستید و چه می خواهید.

شخصیت

یكی از زوایای مهم خودشناسی، شناخت شخصیت است. شخصیت به مجموعه ویژگی های فردی گفته می شود که می توان با شناخت آنها رفتار، عادات و طرز برخورد فرد با دیگران را در شرایط گوناگون پیش بینی نمود. به همین دلیل اگر فرد اول شخصیت خود را به درستی بشناسد و بعد براساس شخصیتش به دنبال فردی بگردد که با وی سازگار است یقیناً در ازدواجش موفقتر خواهد بود.

شخصیت افراد از چند دیدگاه قابل دسته بندی و بررسی است.

-دسته بندی اول: درون گرا و برون گرا

افراد درون گرا، تمایلی به حضور در جمع ندارند و بیشتر از تنهایی لذت می برند. به همین دلیل است كه این گروه معمولاً خود را درگیر مسائل به محیط پیرامونی شان نمی كنند.در مقابل افرادی که شخصیت برون گرا دارند، از حضور در جمع و اظهار نظر در آن لذت می برند. آنها مدام تلاش می كنند كه با محیط اطراف شان رد تعامل باشند.

بهترین ازدواج در این دسته بندی ازدواج هر فرد با همگروه خود است . اما باید توجه داشت كه در غیر این صورت معمولاً ازدواج یك درون گرای افراطی با یك برون گرای افراطی با شكست مواجه می شود.

-دسته بندی دوم: بصری،‌ سمعی،‌ لمسی و جنبشی

بصری ها به کیفیت های دیداری توجه دارند. یعنی تصاویر بیشتر برایشان مهم است و در ذهنشان می ماند. این افراد سریع سخن می گویند و در حین صحبت از حرکات دست بسیار استفاده می کنند. آنها دیده هایشان را چنان توصیف می كنند كه مخاطب می تواند تصویر آن به راحتی در ذهن خود تجسم نماید.

برعكس برای سمعی ها کیفیت های شنیداری (كلام، آهنگ صدا و...) مهمتر است. یعنی افراد این گروه به چیزهایی كه شنیده اند   بیشتر توجه می نمایند و از شنیده هایشان بیشتر سخن می گویند.سمعی ها معمولاً آهسته صحبت می کنند و سعی دارند بیانشان برای دیگران شیوا و رسا باشد.

لمسی ها، پر احساسترین و رمانتیکترین افراد هستند. آنها معمولاً از چیزهایی كه لمس کرده اند سخن می گویند. بسیارآرام اند و گاه حتی این آرامی به سوی نوعی رخوت و سستی در آنها پیش می رود.گروه چهارم جنبشی ها هستند كه پر جنب و جوش و هیجانی اند. آرام و قرار نداشته و پر تحرک اند.موفق‌ترین ازدواج در این دسته بندی این است که هر فردی با هم گروه خود ازدواج کند.

علاوه بر این، سمعی ها می توانند با بصری ها ازدواج کنند.بصری ها در گام اول با جنبشی ها و در گام دوم با سمعی ها موفقترند.جنبشی ها هم با بصری ها بهترین حالات ازدواج را دارند.اما لمسی ها با هیچ گروهی مگر با هم ‌گروه خود خوشبخت نمی ‌شوند.

- دسته بندی سوم

* افراد جستجوگر، ماجراجو و مخاطره ‌طلب: افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. آنها بسیار کنجکاو، خود انگیخته، خلاق و پر انرژی اند و ترسی از برهم زدن قوانین و عادت ‌ها ندارند.

* افراد ملاحظه گر: ذاتاً بسیار محتاط و هوشیارند. از اعمال نابهنگام و ریسك پذیر اجتناب می نمایند و همیشه طبق قوانین و مقررات عمل می نمایند.

* افراد رهبر: آنها با مسایل بسیار منطقی و واقع بینانه برخورد می کنند. در تصمیمات و اهدافشان قاطع و استوارند و عاشق رقابت و جاه ‌طلبی هستند.

* افراد سازگار: خصوصیت اصلی این گروه کنار آمدن و سازش با اطرافیان است و كاملاً انعطاف پذیر می باشند.

* فردگراها: آنها همیشه به صورت مستقل عمل می نمایند و به خود، فكر و تصمیمشان اعتماد كامل دارند. معمولاً برای این افراد مشورت و مشاوره بی معنا است. این گروه شخصیتی کنجکاو، مملو از شگفتی و مسائل غیر منتظره هستند.

* افراد قهرمان: این افراد ذاتاً همیشه برنده اند به همین دلیل دارای اعتماد به نفس بالایی هستند و از افراد ضعیف و بدون اعتماد به نفس به شدت دوری می جویند




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 08 شهریور 1391 ارسال نظر(1)

جوکهای خنده دارجدیدددددددددد

اس ام اس و جوک های خنده دار



حیف نون تو اتوبوس کیسه استفراغش رو سوراخ سوراخ میکنه از شیشه میگیره بیرون

مسافرا اعتراض میکنن که بابا چرا نمیندازیش ، میگه برنجاش میخوام برای مرغامون !

.

.

.

اس ام اس جوک جدید

یه ضرب المثل ایرانی هست که هیچی نمیگه

همینطور فقط زل میزنه تو چشات !

(۰-o)

.

.

.

پیامک خنده دار

آدمها  در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند

یک آستانه ی “تنفر”

و یک آستانه ی ” تهوع !

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های خنده دار

دانشجوی عزیز

وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم

چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !

دوستدار تو

استاد !

.

.

.

جوک و اس ام اس جدید

بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:

سهراب و شعرش

قمیشی و صداش

شهردار و عمش !

.

.

.

غضنفر تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه

هرکی براش دست بلند میکنه میگه شوخی نکن دیگه

تورو الان رسوندم !

.

.

.

دوستان عزیز توجه بفرمایین

وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین

کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !

.

.

.

یه مَثَل ایرانی هست که میگه

عمر دست خداست، پراید وسیله است!

.

.

.

سعی کن با سرعت زیاد بگی

“کانال ِ کولر، تالار ِ تونل”

بعد از ۶ بار تکرار سوتی هاتونو بنویسید!

.

.

.

به کنار من اگر می آیید ، نرم و آهسته بخوره تو سرتون …!

همون بیاین خودش کلیه !

.

.

.

هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟”

بهش دروغ بگین !

چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّگ !

.

.

.

جواد خیابانی از نیروی انتظامی عاجزانه درخواست کرد که

از این به بعد اگه فاحشه گرفتن نگن زن خیابانی !

.

.

.

سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن

که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه،

ولی هرچقد زنگ زد بازم پشت‌خطی بود !

.

.

.

عشق احساس شگفت انگیزیست

درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !

.

.

.

دوست عزیز

کلاس ، داشتنیه … گذاشتنی نیست …!

جهت اطلاع عرض کردم !

.

.

.

به بابام گفتم حس داشتن یه پسر خوب چه جوریه !؟

گفت نمیدونم برو از مامان بزرگت بپرس !

.

.

.

با این گرونی گوشت ،

دیگه کم کم آبگوشت تبدیل میشه به off goosht!

.

.

.

خطای دید یعنی اینکه:

طرف هیچ خری نیست… ما زیادی گنده می بینمش!

.

.

.

میدونید جمله ی

“اوکی … بازم دست درد نکنه”

به چه معنیه ؟

همون مودبانه ی

“خاک تو سرت … بازم به هیچ دردی نخوردیه”!

.

.

.

کاف حرف جالبیه

وقتی به «مرد» بچسبه تحقیر می‌کنه

وقتی به «نارنج» بچسبه تخریب می‌کنه

اما وقتی به «لواش» بچسبه معجزه می‌کنه !

.

.

.

لطفا دقت کنین بچه ها

چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!

چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!

چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!

چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!

چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!

چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!

چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند ” دیوانه ” و نمی گویند ” غول آنه ”




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 08 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

تعریف دوست دختر

تعریف دوست دختر (طنز جالب)

www.parsnaz.ir - تعریف دوست دختر (طنز جالب)

دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است

- مانتو جین کوتاه و تنگ

- شلوار از این کوتاها!!!

- سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد)

- ابروی تراشیده و تاتو شده

- لنز زیبایی آبی یا سبز

- زلف طلایی مش شده !!!

هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!!

این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند .

برای به دست آوردن دوست دختر به موارد زیر نیاز دارید:

- یک عدد کاغذa4

- یک عدد خودکار

طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را ۱۸۰ درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم :

بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان)

حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند:

- در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف

- جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف

- زنگ زدن به ۱۱۰ توسط او

- جیغ زدن

- نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و…

این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد

این موجود زیبا بسیار احساسی بوده

پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او رفتارکرده تا عشق را تجربه کنید




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 08 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
  • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا


    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

    نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

    نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

    دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

    وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

    این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

    شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود

    ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا

    ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

    این قدر با بخت خواب آلود من،لالا چرا

    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

    در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا

    در خزان هجر گل ای بلبل زیباحزین

    خامشی شرط وفاداری بود،غوغا چرا

    شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر

    این سفر راه قیامت میروی تنها چرا



نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

پشت صحنه راز بقا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  1.   



نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله !!!!!!!!!!!!

رفتم پیش دکتر روانشناس میگه به مشکلات بخند!
منم تصمیم گرفتم حرف دکترم رو گوش کنم!
ببینین:


مرغ کیلوئی شش هزار تومن! (هههههههههه)
نان ۱۵۰ تومن! ( هههههه!)

برنج کیسه ای سی هزار تومن! ( ای خدا مردم از خنده ههههههه!)
روغن دولیتری ده هزار تومن( ههههه آی دلم !)

قند کیلویی دوهزار و پونصد! (به من چه آخه من که چایی خور نیستم هههههه!)
کره و پنیر و شیر و ماستو.....( ای خدا اینا هم هههههه!)
منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

پای راست شما احمق است باور نمیکنید ؟؟؟؟؟؟؟
  

 

 

                                                  

 

 

در حالی که پشت میز کارتان نشسته اید پای راستتان را از زمین بالا ببرید و در جهت عقربه های ساعت به طور دایره ای بچرخانید

 

همزمان با این عمل با دست راست خود عدد ۶ (عدد شش فارسی) را در هوا بنویسید

مشاهده میکنید که پایتان نیز جهت حرکت خود را تغییر میدهد

کاری از دستتان بر نمی آید پای راستتان احمق است

 

                                                 

 



نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

عشق چیست

 
عشق چست؟ 

 

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق يعني همين
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم .
استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

مهریه زنان در تمام عصر های زنددگی انسان
 
مهریه زنان در تمام عصرهای زندگی انسان

 

 

عصر شكار: 20 كیلو گوشت دایناسور، 40 كیلو گوشت اژدها.

نتیجه: دایناسورها منقرض شدند

عصر كشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.

نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.

نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم

نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سكه طلا، یك اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد

نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر كامپیوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!

نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است

نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟

عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها

عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها

عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها

عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

لازم به ذکر است که تمام موارد بالایی کاملا جنبه شوخی داشته است . با آرزوی خوشبختی تمام زوج های جوان




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)

داستان جالب وآموزنده

 
 

 

 
می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌  سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند،
 
حضرت‌
 
خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و  آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند.

سی‌ و نه‌ روز بود كه‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید
 
و جارو می‌كرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌كشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود:
 
اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ كه‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم.
 
مطمئن‌ هستم‌ كه‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.


 روز چهلم‌ فرارسید. هنوز هوا تاریك‌ و روشن‌ بود كه‌ مشغول‌ جارو كردن‌ شد.

كمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاك‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:
 
با این‌كه‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز كنم.
 
هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ كثیف‌ باشد..

 
مرد بیچاره‌ با این‌ فكر آب‌ و جارو كردن‌ را رها كرد و داخل‌ خانه‌ شد تا بیلی‌ بیاورد و آشغال‌ها را بردارد.
 
وقتی‌ بیل‌ به‌دست‌ برمی‌گشت، همه‌اش‌ به‌ فكر ملاقات‌ با خضر بود با این‌ فكرها مشغول‌ جمع‌ كردن‌ آشغال‌ها شد.

 
 ناگهان‌ صدای‌ پایی‌ شنید. سربلند كرد و دید پیرمردی به‌ او نزدیك‌ می‌شود. پیرمرد جلوتر كه‌ آمد سلام‌ كرد.

مرد جواب‌ سلامش‌ را داد.

پیرمرد پرسید: .صبح‌ به‌ این‌ زودی‌ اینجا چه‌ می‌كنی؟

مرد جواب‌ داد: دارم‌ جلو خانه‌ام‌ را آب‌ و جارو می‌كنم.
 
آخر شنیده‌ام‌ كه‌ اگر كسی‌ چهل‌ روز تمام‌ جلو خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند، حضرت‌ خضر را می‌بیند..

پیرمرد گفت: حالا برای‌ چی‌ می‌خواهی‌ خضر را ببینی؟

مرد گفت: آرزویی‌ دارم‌ كه‌ می‌خواهم‌ به‌ او بگویم..

پیرمرد گفت: چه‌ آرزویی‌ داری؟ فكر كن‌ من‌ خضر هستم، آرزویت‌ را به‌ من‌ بگو..

مرد نگاهی‌ به‌ پیرمرد انداخت‌ و گفت: برو پدرجان! برو مزاحم‌ كارم‌ نشو..

پیرمرد اصرار گرد: حالا فكر كن‌ كه‌ من‌ خضر باشم. هر آرزویی‌ داری‌ بگو..

مرد گفت: تو كه‌ خضر نیستی. خضر می‌تواند هر كاری‌ را كه‌ از او بخواهی‌ انجام‌ بدهد..

پیرمرد گفت: گفتم‌ كه، فكر كن‌ من‌ خضر باشم‌ هر كاری‌ را كه‌ می‌خواهی‌ به‌ من‌ بگو شاید بتوانم‌ برایت‌ انجام‌ بدهم..

مرد كه‌ حال‌ و حوصله‌ی‌ جروبحث‌ كردن‌ نداشت، رو به‌ پیرمرد كرد و گفت:
 
اگر تو راست‌ می‌گویی‌ و حضرت‌ خضر هستی، این‌ بیلم‌ را پارو كن‌ ببینم..

پیرمرد نگاهی‌ به‌ آسمان‌ كرد. چیزی‌ زیرلب‌ خواند و بعد نگاهی‌ به‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ انداخت.
 
 در یك‌ چشم‌ به‌هم‌ زدن‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ پارو شد.
 
 مرد كه‌ به‌ بیل‌ پارو شده‌اش‌ خیره‌ شده‌ بود، تازه‌ فهمید كه‌ پیرمرد رهگذر حضرت‌ خضر بوده‌ است.
 
چند لحظه‌ای‌ كه‌ گذشت‌ سر برداشت‌ تا با خضر سلام‌ و احوالپرسی‌ كند و آرزوی‌ اصلی‌اش‌ را به‌ او بگوید، اما از او خبری‌ نبود.

مرد بیچاره‌ فهمید كه‌ زحماتش‌ هدر رفته‌ است.
 
به‌ پارو نگاه‌ كرد و دید كه‌ جز در فصل‌ زمستان‌ به‌درد نمی‌خورد در حالی‌ كه‌ از بیلش‌ در تمام‌ فصل‌ها می‌توانست‌ استفاده‌ كند.

 

از آن‌ به ‌بعد به‌ آدم ساده‌ لوحی‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدفی‌ تلاش‌ كند،
 
اما در آخرین‌ لحظه‌ به‌ دلیل‌ نادانی‌ و سادگی‌ موفقیت‌ و موقعیتش‌ را از دست‌ بدهد،



نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.