💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
  • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا


    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

    نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

    نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

    دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

    وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

    این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

    شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود

    ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا

    ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

    این قدر با بخت خواب آلود من،لالا چرا

    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

    در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا

    در خزان هجر گل ای بلبل زیباحزین

    خامشی شرط وفاداری بود،غوغا چرا

    شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر

    این سفر راه قیامت میروی تنها چرا




نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.