💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

آرام باش .توکل کن .تقدیر کن .سپس آستین ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده اند . امام علی (ع)


صفحه ی نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
پروفایل مدیر وبلاگ
تم دیزاینر
پیام های قرآنی
سیره اهل بیت
عرفانی
سخنان بزرگان

لیلا

مرداد 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
بهمن 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
دی 1392
آذر 1392
شهریور 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391

post
post
post post post post post post post post



از ما گفتن بود ........


مراقب باشین

بعضی ها همون طور که هندونه زیر بغلت میذارن

پوست موز زیر پات میندازن




نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1391 ارسال نظر(0)

post

پیشنهاد میکنم نخونین

 



تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آن‌ها را خريده‌ايد؟ پيرزن گفت ما شکلات دور بادام‌ها را خيلى دوست داريم!




نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1391 ارسال نظر(1)

post
 

 

 
 

 
شاید قبلاً تعداد کمی از این عکسها را دیده باشید ولی اکثراً جدیدن و خیلی باحال :)
 

 



نویسنده : gandomake تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 ارسال نظر(0)

فرشته ها می توانند مرد هم باشند


 

فرشته ها میتوانند مرد هم باشند
 
 

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانیش گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

 

گروه اینترنتی شمیم وصل

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

 
گروه اینترنتی شمیم وصل

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

 
گروه اینترنتی شمیم وصل
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

 
گروه اینترنتی شمیم وصل
 
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

 
گروه اینترنتی شمیم وصل

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..
گروه اینترنتی شمیم وصل
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

 

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

گروه اینترنتی شمیم وصل

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

 
گروه اینترنتی شمیم وصل

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره

 
گروه اینترنتی شمیم وصل

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره
-----------------
بیاییم با هم عهد بندیم از این پس:
هر فرد زحمتکشی میبینیم
اون رو به عنوان فرشته ای
که
پشتوانه محکم فرزندانش است,
احترام کنیم: این فرشته شاید:
 یک کارگر ساده باشد
یک کارگر شهرداری باشد
یک دستفروش باشد
یک پرستار باشد
و هر چه که هست
یک فرشته هست



نویسنده : gandomake تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 ارسال نظر(1)

نامه ای برای فرزند
فرزند عزیزم:
 
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
 
فرزند دلبندم،دوستت دارم
 
430005_371324639548111_216923201654923_1740508_832310080_n.jpg
دوست های خودتان رو هم از این متن محروم نگذارید.



نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391 ارسال نظر(0)

post

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391 ارسال نظر(0)

post

http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/jomalat-elhambakhsh/30.jpg




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391 ارسال نظر(0)

post

گروه اینترنتی ایران ناز




نویسنده : gandomake تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391 ارسال نظر(0)

post

 
 
 
بـــه یـکــدیگـر دروغ نگــــوییـــد ...آدم اســـت ...بـاور می کنـــد ....دل می بنــدد ...



نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 16 آبان 1391 ارسال نظر(0)

post



نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 16 آبان 1391 ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...2627282930...44صفحه بعد



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.