💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


post

مکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است...

غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبود

و تمام درست هایم به نظرم گناه انگاشته و نوشته شده بود...

درمکه دیدم خدا چند سالی است که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند...

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد

و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خدا بود...

درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم

و در همان نماز ساده خویش تصور خدا را به مردم جستجو کنم...

اری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ای است ک خدایی در ان نیست....

ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاوریم

شاید خدا دارد ارزوی کودک دستفروش را براورده میکند...

(حسین پناهی)





نویسنده : gandomake تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 ارسال نظر(1)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.