💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


post

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام را تحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید:

کرم ضد سیمان دارین؟

فروشنده با لحنی تمسخر آمیز پرسید:

کرم ضد سیمان؟؟ بله که داریم.

کرم ضد تیر آهن و آجر هم داریم حالا ایرانیشو میخوای

یا خارجی؟؟

اما گفته باشم خارجیش گرونه ها

مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت

فروشنده گرفت و گفت:

از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم

اگه خارجیش بهتره، خارجی بده

متصدی داروخانه لبخند روی لباش یخ زد..

چه حقیر و کوچک است آن کسی که به خود مغرور است!

چرا که نمی داند بعد از بازی شطرنج، شاه و سرباز همه در

یک جعبه قرار می گیرند.

جایگاه شاه و گدا

دارا و ندار قبر است.





نویسنده : gandomake تاریخ : سه‌شنبه 19 اسفند 1393 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.