💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
هستی

post post post post post post post post


post

داستان جالب:پسرک بیسکویت فروش

پسرک بیسکویت فروش

خانم تورو خدا بیاین بیسکوییت بخرین ارزونه فقط پنجاه تومان


زن به او مینگرد و در حالی که به وی مینگرد فقط میگوید:


یک دونه بده ولی فردا مییام ازت صد تا میخرم چون نذر دارم فردام اینجا هستی؟


-آره خانم من همیشه اینجام فردام می یام و واسه شما صد تا
بیسکوییت نگه میدارم

سلام آقا پسر ....

لطفا بیسکوییتای منو بده که زود باید برم


پسرک از اینکه صد تا
بیسکوییت را یک جا فروخته و میتواند مادر بیمارش را به نزد پزشک ببرد خوشحال

است.

-سلام پسرم آماده شم بریم دکتر


در یک لحظه دست پسرک در جیبش گیر میکند و جز یک سوراخ بزرگ چیزی در آنجا پیدا نمیکند

در آن طرف شهر پسری در پیتزا فروشی مشغول خوردن پیتزاست





نویسنده : gandomake تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 ارسال نظر(2)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به هستی مي باشد.